خدام امام رئوف(ع) از مقام خادمه آستان حضرت رضا(ع)، شهیده زهرا بهشتی تجلیل به عمل آوردند

جمعی از خادمان حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) و خادمیاران کانون خدمت رضوی استان تهران در بیت شهیده زهرا بهشتی که در حملات دشمن آمریکایی_ صهیونی به همراه فرزندش به شهادت رسیده بود، حاضر شدند و با خانواده وی دیدار و گفت‌وگو کردند.

به گزارش شبکه خادمان رسانه‌ای کانون‌های خدمت رضوی استان تهران، یکشنبه هفتم تیرماه جمعی از خدام امام رئوف(ع) در معیت پرچم متبرک بارگاه حضرت رضا(ع) میهمان بیت شهیده نبرد رمضان، زهرا بهشتی که همراه با فرزند خردسالش محمدمهدی در حمله جنایتکاران آمریکایی_ صهیونی به شهادت رسید، بودند و از مقام شامخ این شهید تجلیل به عمل آوردند.

در این دیدار که در راستای عمل به فرمایش رهبر انقلاب، حضرت آیت الله سیدمجتبی خامنه‌ای مبنی بر تکریم خانواده شهدا صورت گرفت، حاضران دقایقی را میهمان روایت‌های خانواده شهید پیرامون حیات کوتاه، اما پربرکت شهیده بهشتی بودند.

《قرارِ آخر؛ از مجیدیه تا مشهدِ آسمان》 توصیف گوشه‌ای از دلدادگی خادمه‌الرضا(ع)، شهیده زهرا بهشتی به محضر امام مهربانی است که به قلم یکی از خادمان حاضر در مراسم تکریم به نگارش در آمده است.

قرارِ آخر؛ از مجیدیه تا مشهدِ آسمان

بعضی سفرها را انسان برنامه‌ریزی می‌کند و بعضی سفرها را خدا. قرار بود همان روز بلیت مشهد را بگیرند؛ هشت سال زندگی مشترک را با زیارت امام مهربانی‌ها تازه کنند و بار دیگر دل به صحن و سرای حضرت رضا(ع) بسپارند. اما تقدیر، مقصد دیگری را رقم زده بود؛ مقصدی که نه ایستگاه داشت و نه بازگشت، بلکه آغاز ضیافت ابدی بود.

شهیده زهرا بهشتی، سال‌ها خادم امام رضا(ع) بود؛ بانویی که خدمت به ساحت اهل‌بیت(ع) را افتخار زندگی‌اش می‌دانست و در مراسم عزای خاندان عصمت و طهارت نیز بی‌ادعا خدمت می‌کرد. عشق او به حضرت ولی‌عصر(عج) حتی در انتخاب نام فرزند کوچکش نیز جلوه داشت؛ «محمدمهدی»، کودکی شانزده‌ماهه که هنوز شیرینی واژه‌های نخستین زندگی را نچشیده بود، اما نامش بوی انتظار می‌داد.

شهادت، اتفاق نیست؛ توفیقی است که نصیب هر دلی نمی‌شود. گاهی خداوند، خادمان مخلص خود را پیش از آنکه به زیارت حرم برسند، به مهمانی صاحب حرم فرا می‌خواند. شاید به همین دلیل بود که بلیت مشهد هرگز صادر نشد؛ زیرا این بار، امام رئوف خود به استقبال خادمه‌اش آمد.

روایت این خانه اما تنها روایت شهادت نیست؛ روایت صبری است که با انتظار گره خورد. تلخ‌ترین روایت این ماجرا، شاید چند روز چشم‌انتظاری برای یافتن پیکر کودک در بهشت زهرا(س) باشد؛ انتظاری که تشییع مادر را نیز به تأخیر انداخت. اما مگر نه اینکه مادر و فرزند، از همان لحظه پرواز، دیگر از هم جدا نشده بودند؟

روزها گذشت تا پیکر کودک پیدا شود و مادر، حتی در تشییع نیز چشم‌انتظار فرزندش ماند. گویی قرار نبود این مادر، حتی پس از شهادت، بی‌محمدمهدی بدرقه شود.

در میان همه این تلخی‌ها، تقدیر الهی نشانه‌ای دیگر نیز داشت؛ همسر شهید، تنها دقایقی پیش از اصابت موشک، همراه فرزند بزرگ‌تر برای خرید از خانه خارج شده بود. خدا خواست پدری بماند؛ تا روایتگر مادری باشد که با همه اخلاصش به دیدار معبود شتافت و یادگاری از این عشق را برای تاریخ بازگو کند.

و در کنار همه اینها، پرسشی بزرگ باقی می‌ماند؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی خبیث که بارها ادعا کردند هدفشان مردم عادی نیست، پاسخ این گهواره خاموش را چگونه خواهند داد؟

مادری که سلاحش خدمت بود و کودکی شانزده‌ماهه که تنها سرمایه‌اش آغوش مادر. این خانه، تنها زیر آوار نرفت؛ پرده از حقیقتی برداشت که هیچ بیانیه و ادعایی توان انکار آن را ندارد. خون این مادر و فرزند، گواه روشنی است بر رنجی که جنگ بر غیرنظامیان تحمیل می‌کند و سندی است که در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند.

خادمان امام رضا(ع)، همیشه به مشهد نمی‌رسند؛ گاهی مشهد، به استقبال آنان می‌آید. و چه سعادتی بالاتر از آنکه پایان خدمت در زمین، آغاز میهمانی در جوار اهل‌بیت(ع) و همنشینی با شهیدان باشد.

گفتنی است این دیدار با قرائت صلوات خاصه و توسل به آستان قدسی حضرت رضا(ع) و اهدای متبرکات رضوی به خاتواده شهیده زهرا بهشتی به پایان رسید.

انتهای پیام/

مطلب پیشنهادی

اختتامیه کلاس‌های تابستانی کانون قرآن خدمت رضوی منطقه ۱۹ با نمایش دستاوردهای دوره برگزار شد

جشن اختتامیه کلاس‌های تابستانی کانون قرآن خدمت رضوی منطقه ۱۹ تهران با حضور دختران و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *